تبلیغات
وبلاگ تخصصی گردشگری - مطالب اسفند 1389
 
وبلاگ تخصصی گردشگری
جهان کتابی است که تنها با سفر می توان خواند، مادستان را ، با ما ورق بزنید
درباره وبلاگ


وبلاگ شرکت خدمات گردشگری نیکان مهر مادستان

مدیر وبلاگ : نیکان مهرمادستان
نظرسنجی
نظر شما در رابطه با وبلاگ چیست؟







یکشنبه 22 اسفند 1389 :: نویسنده : نیکان مهرمادستان

شعری از فریدون مشیری در وصف غار علیصدر

پیوند آب و سنگ

ولیکن

این جا ،دراین جهان شگفتی،

درسرزمین بهت

هم دیدنی ست ، هم سخن از آن شنیدنی ست

گرخود همه عجایب عالم ،

ازهفت بیش نیست،

این هشتمین ، به قطع و یقین در دل زمین ،

اعجوبه ی عجایب گیتی ست !

پا مینهم به عالم پندار :

انگار

صدها هزار معمار

صدها هزار نقش

صدها هزار رنگ ،

        هزاران هزار سال

قصری عظیم ساخته در کوه.

با شکوه

از قطره های آب،درسایه سار سنگ،

جان مایه اش : درنگ!

این برج و بارگاه و ستون ها و سقف ها

آب است !

قطره قطره چکیده ست برزمین

سنگ است !

رفته رفته شکفته ست درفضا

افسانه ای مجسم ،

درعرصه خیال!

سنگین دلان دهر ،کجایند

تابنگرند همدلی آب و سنگ را

نیروی جاودانی مهر و درنگ را

تابیش ازین،

چوپنبه وآتش،

این گونه جاودانه نجویند جنگ را .





نوع مطلب : همدان نامه، گردشگری، 
برچسب ها : غار علیصدر، گردشگری همدان، میراث فرهنگی همدان، طبیعت همدان، اکوتوریسم،
نگاهی به زندگی سید جمال الدین اسد آبادی
چرچیل سیدجمال را به لندن دعوت می كند و از وجود وی می خواهد بهره برداری سیاسی كند كه موفق نمی شود. سیدجمال بلافاصله از لندن به ایران می آید و بعد از كمتر از یك سال به روسیه می رود و ۲ سال در آنجا زندگی می كند.
نگاهی  به  زندگی  سید جمال  الدین  اسد آبادی

سیدجمال الدین اسدآبادی متولد ۱۲۵۴ ه .ق بود. در پنج سالگی قرآن را آموخت ، در ۱۰ سالگی به قزوین رفت و مشغول تحصیل علوم دینی شد. در ۱۲ سالگی وارد تهران شد و اقامت گزید. با دست مرحوم سید محمد صادق تهرانی معمم شد.

سپس از تهران به بروجرد رفت و سه ماه در نزد دانشمند معروف ، میرزا محمود مجتهد تلمذ كرد. وی با پدرش به زیارت عتبات عالیات رفت . در نجف اشرف به خدمت شیخ مرتضی انصاری رسید و در سن ۱۷ سالگی به دست مبارك ایشان به اجتهاد رسید. سیدجمال با راهنمایی شیخ مرتضی انصاری از نجف به بوشهر و از بوشهر به هندوستان سفر كرد.

در سن ۱۹ سالگی به مكه مشرف می شود، سپس از مكه عازم ایران و به زیارت امام رضا(ع) می رود. از خراسان به كابل می رود و حدود شش سال در كابل زندگی می كند. مجددا به هندوستان می رود و پس از مدت كوتاهی از آنجا اخراج می شود. بعد وارد مصر می شود و در دانشگاه الازهر مصر كرسی تدریس را به عهده می گیرد. در این زمان كشیش معروف مسیحیان مصر به دست سیدجمال مسلمان می شود.

بعد از چهل روز از این واقعه ، دولت مصر او را اخراج می كند ولی پس از ۲ سال مجدداً وارد مصر می شود، در این زمان محمد عبدوه از سیدجمال فقه و فلسفه و حدیث را می آموزد. سیدجمال در مصر وارد حزب معروف فراماسون می شود و پس از مدتی كتابی علیه فراماسونری به نام ماسون می نویسد، حزب فراماسون به وی اتهام كفر می بندد و همین باعث می شود كه سیدجمال مجدداً از مصر اخراج شود.

وی پس از ۹ سال كه در مصر زندگی كرد به جده و مكه می رود. پس از مدت كوتاهی به هندوستان می رود و در سال ۱۳۰۰ ه .ق به امریكا سفر می كند و از آنجا به لندن و از لندن به پاریس می رود. طی سه ماه زبان فرانسه را یاد می گیرد. محمد عبدوه در پاریس به او ملحق می شود و سیدجمال مجله عروهٔالوثقی را منتشر می كند. زبان هایی كه سیدجمال برآنها مسلط بود عبارت بودند از: انگلیسی ، عربی ، فرانسه ، روسی ، تركی و فارسی . در سال ۱۳۰۲ گلادسون صدراعظم انگلیس استعفا می كند و به جای وی چرچیل به صدراعظمی می رسد.

چرچیل سیدجمال را به لندن دعوت می كند و از وجود وی می خواهد بهره برداری سیاسی كند كه موفق نمی شود. سیدجمال بلافاصله از لندن به ایران می آید و بعد از كمتر از یك سال به روسیه می رود و ۲ سال در آنجا زندگی می كند. از روسیه به آلمان می رود. در زمانی كه امتیاز تنباكو منعقد می شود، سیدجمال نامه یی به مرجع تقلید وقت ، مرحوم آیت الله شیرازی می نویسد و جریان انعقاد امتیاز تنباكو را بطور مفصل برای وی تشریح می كند كه منجر به فتوای تحریم توتون و تنباكو می شود. سیدجمال مجدداص از آلمان به ایران می آید و در رابطه با فساد موجود در دربار، سخنرانی می كند و در حرم حضرت عبدالعظیم تحصن می گزیند كه به دستور شاه وقتی كه سیدجمال بیمار بود او را كشان كشان از تحصن خارج و از ایران اخراج می كنند. سپس در تركیه مسموم می شود و در قبرستان ماچكا به خاك سپرده می شود.

سیدجمال كه صاحب اندیشه یی بیدار و آشنا به مسائل روز جامعه و جهان بود ریشه مشكلات و دردهای جامعه اسلامی را به چند دسته تقسیم می كند كه عبارتند از:

۱. استبداد حكام

۲. جهالت و بی خبری مسلمانان و عقب ماندن آنها از علم و تمدن

۳. نفوذ عقاید خرافی در اندیشه مسلمانان و دور افتادن آنها از اسلام نخستین

۴. جدایی و تفرقه بین مسلمانان به عناوین مذهبی و غیرمذهبی

۵. نفوذ استعمار.

سیدجمال در طول عمر ۶۰ ساله خود برای چاره این دردها از همه وسایل ممكن استفاده كرد، مثل مسافرت ها، تماس ها، سخنرانی ها، نشر كتاب و مجله ، تشكیل حزب و حتی ورود به ارتش . نمونه هایی از چاره دردهایی كه سیدجمال ارایه داده است عبارت است :

۱. مبارزه با خودكامگی مستبدان توسط مردم ، با ایمان به اینكه مبارزه سیاسی یك وظیفه شرعی و مذهبی است . در این زمینه خود وی عملاص با مستبدان زمانش درگیری داشت

۲. مجهز شدن به علوم و فنون جدید در هرباب . سید در این زمینه اقدام عملی صورت نداد اما در سخنرانی ها و نوشته هایش ، مردم را بدان ترغیب می كرد

۳. بازگشت به اسلام نخستین و دور ریختن خرافات . از نظر سیدجمال بازگشت به اسلام یعنی بازگشت به قرآن و سنت معتبر و سیره ائمه اطهار(ع)

۴. ایمان و اعتقاد به مكتب به عنوان تنها راه نجات بخش از استبداد داخلی و استعمار خارجی ، سید بخصوص روی توحید اسلامی تاكید داشت و معتقد بود جامعه باید توحید را از روی برهان دلیل و یقین به دست آورد نه از روی تعبد و تقلید و عبادت از روی عادت . سیدجمال به یكی از اندیشمندان زمانش ارنست رونان فرانسوی كه به اسلام تاخته بود و گفته بود كه اسلام ضد علم و عامل انحطاط مسلمین است ، چنان جواب منطقی در مجله عروهٔ الوثقی داد كه ارنست رونان به ملاقات وی رفت . پس از ترك جلسه رونان گفت : سیدجمال در من چنان تاثیری گذاشت كه با این تاثیرپذیریم تصمیم گرفتم موضوع كنفرانسم در دانشگاه سوربن را در رابطه علم با اسلام قرار دهم .

۵. مبارزه با استعمار خارجی اعم از سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی

۶. اتحاد اسلام كه منظور سیدجمال اتحاد مذهبی نبود بلكه اتحاد جبهه یی و سیاسی بود، سیدجمال عامل ایجاد این اتحاد را، علمای دینی می داند

۷. دمیدن روح مبارزه و جهاد در كالبد جامعه اسلامی

۸. مبارزه با خود باختگی در برابر غرب . آرمان های وی عبارت بود از ایجاد وحدت در جامعه اسلامی ، آگاه كردن و عالم كردن مسلمانان به هر نحو ممكن به زمان و تمدن اسلامی و اینكه اسلام حاكم همان اسلام نخستین و جهاد همان جهاد اسلامی است . به علت آنكه سیدجمال بیشتر در حال فعالیت عملی بود، آثار مكتوب به جا مانده از وی انگشت شمار است .

او در هنگام اقامت در هند رساله یی در رد نیچریه (الرد علی الدهریین) و در دفاع از اسلام نگاشت و در آن اصالت طبیعت برپایه مادیت را مورد نقد قرارداد.

سیدجمال در دو اثر معروفش یعنی رساله حقیقت مذهب نیچری و بیان حال نیچریان و پاسخ به ارنست رونان با عنوان «اسلام و علم » دو وظیفه مهم برای خود قایل بود. اول كوشش در رد اتهاماتی دارد كه اسلام را مخالف علم ، تعقل و پیشرفت می داند و دوم كوششی است در مقابل این سوال احتمالی كه اگر اسلام همه شروط و لوازم سعادت انسان را دارد، چرا مسلمانان در جهان امروزی جزو كشورهای پیشرفته نیستند.

سید مسلمانان را مقصر می داند و به همین دلیل به آیه یازدهم از سوره مباركه رعد متوسل می شود كه می گوید: «ان الله لایغیر مابقوم حتی یغیروا با نفسهم » (خداوند دگرگون نمی كند آنچه را كه در قومی است ، مگر زمانی كه افراد آن قوم آنچه در نفس هایشان است دگرگون كنند). میراث سیدجمال الدین اسدآبادی بتدریج در كل جهان اسلام پراكنده شد و هم در تحولات سیاسی و هم در جریان های فكری تاثیری كارساز و گاه تعیین كننده گذاشت .

منبع:aftabir.com





نوع مطلب :
برچسب ها :
سه شنبه 17 اسفند 1389 :: نویسنده : نیکان مهرمادستان

 

دوستان عزیز با سلام قصد داریم تواین قسمت یه کار تقریبا جدید بکنیم هر چند که قبلا هم این کار انجام شده البته برای موضوعات دیگه.میخوایم از امروز گپ و وگفت گردشگری راه بندازیم.چطور؟هرکی بلده وبلد نیست بیادتو  و گروه دوم سوال بپرسن وگروه اول جواب بدن.بعد از یه مدت مجموعه ای از مطالب مفید تو قالب همین کار جمع میشه.پس معطل نکنید اولین نفری که میاد تو شما باشید.





نوع مطلب : گردشگری، 
برچسب ها : گردشگری، مشاوره، پرسش وپاسخ، نظر خواهی،
یکشنبه 15 اسفند 1389 :: نویسنده : نیکان مهرمادستان
موسیقی و گردشگری

پاسخ به این سوال کمی پیچیده است زیرا اولا موسیقی ایران میتواند برنامه های غربی ارکسترها و گروه های موسیقی مجلسی را هم در بر بگیرد که در مواردی که هنرمندان ماهری درکار باشند، مسلما مورد مخاطبان خارجی قرار میگیرد ؛ دوما اگر منظور موسیقی ایرانی (چه روستایی و چه شهری) باشد، بسته به مشترکات مایگی موسیقی ما مایگی موسیقی توریست کشور میتواند گیرا و ناگیرا باشد مگر اینکه یا ما از نظر تبلیغات موسیقی خود را شناسانده باشیم یا توریست مورد نظر با این موسیقی آشنا باشد.



در واقع میکروتنال بودن موسیقی ما برای مردم بعضی از کشورها ممکن است شنیدنی نباشد یا حداقل در اولین گوش دادنها جالب نباشد ولی اولا میتوان موسیقی ای با درجه کمتری از مقایرتها با حافظه موسیقایی مخاطب از موسیقی ایرانی انتخاب کرد (گامها و دستگاه های موسیقی ایران بسیار متنوع است و تقریبا ملی نیستند که با هیچکدام از دستگاه های ایرانی ارتباط برقرار نکنند) دوما با تربیت گوش شنونده خارجی میتوان او را وارد حال و هوای این موسیقی کرد (همانطور که ما بسیاری از موسیقی های سنگین غربی و شرقی را به مرور یاد میگیریم ولی باید این ارزش در ذهن مخاطب وجود داشته باشد که وقت خود را صرف ممارست در این راه کند.)



نسل زیر ۶۰ سال ایرانی امروزه به خاطر دیدن کارتون های آمریکایی و آسیای شرقی به خوبی با موسیقی ها غیر متعارف چینی و جز (غیر متعارف نسبت به موسیقی ایران) رابطه برقرار کند. ما هم اگر در این زمینه تلاش کرده بودیم شاید وقتی عربها برای ثبت ردیفهای موسیقی ایران اقدام میکرند کسی میگفت اینها ایرانیست!



چین با سالها تبلیغات و معرفی فرهنگ خود به مردم دنیا نشان داد که اژدهای چین یک عروسک ساده نیست که در تمام دنیا وجود داشته باشد، این اژدها نیمی از اسطوره و داستانهای چین را همراه دارد، ولی ما نتوانستیم بگویم تار اوج هنر ساز سازیست و توان برداشت صدای بهتری از کار یحیی هنوز وجود نداشته و تار و سرنای ابتدایی را (که نوع کامل شده آن ابوا، در هر کشوری یافت میشود و بعد از فاگوت قیمتی ترین ساز بادی چوبی است) در کنار هم قرار دادیم، جلیل شهناز را در کنار درازنای نواز ... وقتی خودمان توانایی تفکیک و شناخت سطوح هنری را نداریم چرا انتظار داریم گروه های موسیقی ایرانی را در فستیوال های موسیقی آدمخواران آفریقا دعوت نکنند!؟



متاسفانه ما آمار و نظر سنجی خاصی هم که به صورت فراگیر از مردم جهان در مورد موسیقی و فرهنگ ایران گرفته شده باشد در دست نداریم و فقط قضاوتهای ما زمان مواجهه با توریست ها است. هر چند گردشگران را میتوان به دو دسته تقسیم کرد، گردشگران سیاحتی و گردشگران فرهنگی نقش آفرینی موسیقی هم در صنعت توریست، در ممالک مختلف یکسان نیست و موسیقی گاهی اصل و گاهی در حاشیه قرار میگیرد. در واقع این جایگاه بستگی به این عامل دارد که گردشگر مورد نظر هدف سیاحتی داشته باشند یا فرهنگی هنری. پس اول باید به تعریف این دو نوع گردشگر بپردازیم.

گردشگران سیاحتی، جمعیت اکثریت گردشگران جهان را تشکیل میدهند، این گردشگران مدت کوتاهی را برای تفریح و گشت و گذار در مناطق مختلف جهان را اختصاص میدهند.



اکثرا در مدت تعطیلات کاری به تنهایی یا با تورهایی به نقاط مختلف جهان سفر میکنند. اطلاعات این گروه از گردشگران از فرهنگ و هنر آن منطقه در حد شناختی از قیمت هتلها و مهمترین مکانهای تفریحی و احیانا فرهنگی است چراکه این گروه اکثرا وقت و علاقه زیادی برای تحقیق روی فرهنگ کشورمورد مسافرتشان ندارند و فقط برای تفریح و تغییر آب و هوا و گاهی رها کردن دغدغه های روزمره تن به سفر میدهند.



این گروه آشنایشان با فرهنگ و هنر آن کشور در حد تبلیغاتی است که کشورهای مختلف از وطن خود بر رسانه های جهانی میکنند. تا اینجا بارها به این نکته برخورد کردیم که رسانه ها مهمترین نقش را در این میان به عهده دارند.



گردشگران فرهنگی، با اینکه جمعیت کمتری را تشکیل میدهند، هم از نظر فرهنگی و هم سیاسی اهمیت بالایی برای کشور دارند. این افراد بیشتر در سازمانهای فرهنگی هنر یا دانشگاهی به فعالیت مشغولند و ضمنا نکته سنجی بیشتری نسبت به گروه اول دارند. جلب نظر این گروه میتواند حتی روی افزایش گردشگران سیاحتی نیز تاثیر گذار باشد؛ زیرا همیشه افراد کم اطلاع به افراد مطلع تر رجوع میکنند.



با اینکه ایران در جذب گردشگر رتبه یكصد و بیست و هشتم را در سطج جهان داراست، جزو 10كشور و (به روایتی ۵ کشور) برتر دارای جاذبه‌های گردشگری جهان است. وقتی خاورمیانه در سال ۲۰۰۴ میلادی ۳۵ میلیون گردشگر داشته، (که حتی بحرین در این میان ۵ میلیون گردشگر را جذب کرده) حتما جذابیتهایی ایران برای جذب هر دو نوع گردشگر یاد شده و هر دو نوع استفاده از هنر و موسیقی را در حضور این گردشگران داریم.



با توجه به موارد گفته شده میتوان چنین نتیجه گیری کرد که:


۱-حضور گروه های موسیقی ایرانی (چه موسیقی کلاسیک ایران و چه غرب و دیگر انواع موسیقی ایران) در جشنواره های خارجی و رسانه های داخلی و خارجی به صورتی که نه فقط معرف موسیقی باستان ایران باشند بلکه انواع پتانسیلهای این موسیقی را معرفی نمایند.


۲- ساخت مراکز فرهنگی همراه با آمفی تاتر مجهز در محلی نزدیک به آثار دیدنی (چه باستانی چه طبیعی) برای استفاده اجرای موسیقی زنده بصورت حاشیه برنامه ها


۳- برگزاری جشنواره های موسیقی و دعوت از گروه های خارجی با موضوعات مختلف
۴- ساخت مجموعه های تلویزیونی با استفاده از موسیقی کارشناسی شده ایرانی که جذابیتی داشته باشد که فواصل خاص موسیقی ایرانی را در گوشهای نا آشنا با این موسیقی جا بی اندازد.


۵- ساخت کلیپ ها و فیلمهایی در مورد زندگی موسیقیدانان بزرگ ایران چه در رشته موسیقی کلاسیک غربی چه کلاسیک ایرانی تا با موسیقیدانانی که در ایران همرده بزرگان موسیقی غرب بوده اند آشنا شوند (میتوان به معرفی افرادی مانند احمد پژمان، ملیک اصلانیان، بهزاد رنجبران و ... و در موسیقی ایرانی درویش خان، پایور، مشکاتیان و ... پرداخت (و ترجیحا کمتر به خوانندگان که امروز هم بیش از حد هنرشان مطرح هستند) تا شاهد باشیم که کنسرت های این هنرمندان، منازلشان یا مقبره درگذشت گان این عرصه بازدیدکندگانی دارد (اماکنی مانند ظهیرالدوله با آن همه مفاخر فرهنگی.)


۶-احداث امکاناتی از قبیل هتل و سالن های کنسرت و تفریح کودکان در نزدیکی مقبره شاعران و فیلسوفان بزرگی که به دلیل غفلت فراموش شده اند و برنامه ریزی برای نگه داشتن این اماکن در حالتی که از نظر هنری جذابیت داشته باشند.


۷-استفاده از توان NGO های مختلف در برگزاری تورهای چند منظوره با همکاری گروه های مختلف موسیقی در ایران.


۸-سفارش ساخت یا بازنوازی موسیقی هایی در فرم کنسرتو با استفاده از سازهای قابل ایرانی مانند سنتور، تار ... و یا دوبل کنسرتو یا گروه نوازی با سازهای کارآمد (نسبت به استانداردهای موسیقی کلاسیک) ولی گمنام که میتواند غیر از ایجاد تنوع در موسیقی باعث جذب مخاطب کشور سازنده آن شود (حتی اگر رسانه ای باشد و حضوری نباشد هم از ارزش اینکار کاسته نخواهد شد.)


۹- استفاده از سازمان هایی مانند خانه موسیقی و NGO های موسیقی و انجمن موسیقی (به خاطر وجود افراد موسیقیدان و وارد به فن) برای کشف استعدادهای موسیقی و گروه ها در مناطق مختلف و استفاده کردن از موسیقیدانان همان شهر برای پخش شدن امکانات برای موسیقیدانان سراسر کشور.


۱۰- تاسیس ارکستر سمفونیک در هر شهر بزرگ به نام همان شهر در بهترین تالار آن شهر و سپردن به دست رهبری که میتواند در آن شهر ساکن شود و در کار خود خبره باشد (حساسیت روی کار ارکستر سمفونیک های بسیار زیاد است چراکه در سراسر دنیا مردم تجربه دیدن و شنیدن ارکستری با این ترکیب را دارند)



منبع:مجله آریانا گردشگر





نوع مطلب : گردشگری، 
برچسب ها :
یکشنبه 15 اسفند 1389 :: نویسنده : نیکان مهرمادستان

راهنمای تور کیست؟

راهنما همراه گروه سفر می کند و رابط میان مسافران و شرکت برگزار کننده تور است . راهنما مسافران رابه هنگام دشواریهای شخصی کمک می کند و بر انجام درست برنامه و کارها نظارت دارد و حساب و کتاب هزینه را از آغاز تا پایان نگاه می دارد. در این قسمت سعی دارم یک سری از تجربیات آموزشی و عملی خودم را در زمینه سرپرستی تور و مدیریت آن طی سفرهایم در۱۰ سال گذشته را برای شما نقل کنم .

امیر حسین جعفری

مدیرفنی و عملیات تور

به علت همسانی و تداخل وظایف ، جداسازی و مرزبندی دقیق میان اصطلاحات همراه ، راهنمای تور و حتی سرپرست دشوار است . راهنمایان حرفه ای تور گذران زندگی خود یا بیشترین بخش از آن را از راه همراهی مسافرین انجام می دهند . بیشتر آنها در کشورهای جهانگرد پذیر زندگی می کنند و در پی سال های سال کار ، با منطقه ای که در آن کار می کنند به خوبی آشنا شده اند . با اینکه کار موقعیتی بسیار خوب برای سفر و آشنایی با مردمان تازه فراهم می آورد اما آنچنان دلفریب نیست ، مشکلاتی همچون امکان همسفر بودن با مسافران ناسازگار و درد سر آفرین در تورها ، پیش آمدن دشواریهای پیش بینی نشده و باز دارنده در کارهای روزمره و برنامه تور و پیامدهای ناشی از این شیوه زندگی که بر روی روابط و زندگی شخصی هم تاثیر می گذارد از جذابیت این کار می کاهد . درصد چشمگیری از راهنمایان تمام وقت مجرد هستند .
حرفه ای ها معمولا با یک برگزار کننده تور مشخص کار می کنند آنان معمولا به چندین زبان سخن می گویند و با آداب و رسوم و فرهنگ مناطق شخصی خود آشنا هستند . دوره های آموزشی که برای این کار می گذارند بیشتر به صورت کار با حقوق کم برای کار آموزی نزد کار آزمودگان و کهنه کاران است.

وظایف سرپرست تور
یک تور لیدر هر اندازه توان انجام کارهای بیشتری را داشته باشد ارجمند تر خواهد بود . تور لیدر باید همواره آمادگی رویارویی با موارد اضطراری را همانند کارهای روزمره خود داشته باشد . وظایف او مانند سرکرده پیشاهنگان ، فرمانده سربازان یا مدیر اداره است . بسته به توانمندی و کار آزمودگی ، یک سرپرست گروه می تواند بخشی و یا همه وظایف راهنمای محلی را خود عهده دار شود . اگر او با محل آشنا باشد می تواند برای توضیح دادن دیدنی ها با راهنمای محلی همکاری کند . داد و ستد، نقطه نظرها ، داستان ها ، لطیفه ها و ترانه ها آمیزه ای خوشایند را پدید می آورد . پیش از عهده دار شدن سرپرستی تور راهنما باید برای تبلیغ تور و مسافر گیری تلاش کند.

مهارت ها ، ویژگی ها و استعدادها
بر خلاف آنچه که قانون اساسی ما تضمین کرده همه مردم برابر و یکسان آفریده نشده اند برخی تیز هوش تر از دیگرانند ، گروهی از تندرستی بیشتری بهره مندند و کسانی نیز از موهبت داشتن پیشینه و پس زمینه های کاری گوناگون برخوردارند آنچه که شما از یک راهنما انتظار دارید آمیزه ای هر چه بیشتر از توانمندی ها و برجستگی ها و کمترین ضعف ها وناتوانی ها است . برخی از این ویژگی ها آموختنی و اکتسابی است در حالی که پاره ای از آنها ذاتی هستند .
۱ توانایی جذب مسافران :

راهنمای حرفه ای یا همراه تور شاید چندان کاری با گرفتن مسافر برای تور ندارد . راهنمایان گاهگاهی هم می توانند مسافران را به دنبال خود بکشانند . یک شرکت تور یا یک دفتر مسافرتی بر روی نام و اعتبارات چنین کسی حساب باز می کند این اعتبار و نام آوری می تواند برآمده از پیشینه دیگر او و یا به طور مشخص در نتیجه برداشتهای مسافران از مهارت های مدیریتی و یا شخصیتی آنان باشد که بر سر زبان ها افتاده است، اخلاق خوب ، خوش وبش با مسافران ، ایجاد روحیه در آنان و کارهای دیگر می تواند در جذب مسافر موثر باشد .
۲ شناخت منطقه :
بدیهی است هر کس برای نخستین بار جایی را ببیند ، با آن آشنایی ندارد اما برای کسیکه از پیش به آنجا رهسپار شده باشد این یک برتری بی چون و چراست . یک راهنما با داشتن شناخت از منطقه می تواند با تسلط بیشتری سخن بگوید ، در باره جاذبه ها ، امکانات محل ، شمار روزهای سفر بهتر اظهار نظر کند و مشکلات احتمالی را از پیش در یابد . با داشتن این شناخت راهنما می تواند زمان های بهتری را برای گشتگاه ها برگزیند تا گروه گرفتار شلوغی نشوند و یا آنان را به رستوران های خوب و سر شناس ببرد
۳ دانستن زبان محل :
داشتن یک چنین توانایی (به ویژه برای تورهای خروجی ) از نیازهای حرفه ای ماست . اما بیشتر راهنمایان گهگاهی نیازی به دادن توضیحات ندارند و به این دلیل در جاهای دیدنی سرانجام به اینجا می رسند که کار را کاملا به دست راهنمای محلی بسپارند با این همه اگر دانش کاربردی زبان بخشی از ابزار کار حتا برای آماتورها است . نه تنها دانستن زبانهایی همچون انگلیسی ، فرانسه ، آلمانی و ایتالیایی می تواند سودمند باشد بلکه در موقعیتهای ویژه دانستن زبان اشاره ای نیز کارایی خواهد داشت .
۴ تحصیلات و هوشمندی :
این دو ویژگی توامان با یکدیگرند اما همیشه چنین نیست برخی از دانش آموختگان می توانند الگو و نمونه ی هوشمندی باشند و بسیاری از مردمان هوشمند شاید آموزشهای رسمی بالاتر از دبیرستان را ندیده باشند پس شما کسی را به عنوان راهنما می خواهید که تیز هوش باشد و در زمانی کوتاه بتواند دانستنی ها را فرا گرفته و به یاد بسپارد و سخنور خوبی باشد . خوش رفتاری را فراگرفته باشد . راهنمای تور هرگز نباید روشنفکری باشد که بخواهد به مسافران فخر بفروشد و فضل فروشی کند و آنها را به ستوه آورد . بهترین همراهان تور کسانی هستند که تنها کمی باهوش تر از کسانی باشند که در خدمت آنها هستند .
۵ کارآزمودگی و سن :
باز هم این دوعامل در هم تنیده و توامان با یکدیگرند اما گاهی همیشه چنین نیست ، برخی از بزرگسالان گوئی از تجربه ها درس نگرفته اند و برخی از جوانترها گوئی پخته و بالغ آفریده شده اند . همه چیز به سن و سال بستگی ندارد اما چندین تار موی خاکستری می تواند به جلب توجه واحترام کمک کند . با این همه بهتر است جوان کار آمد داشته باشید تا کهنه کاری که کارایی ندارد . با اینکه داشتن تجربه مستقیم از سفر بسیار سودمند است اما تجربه های مدیریتی در دیگر زمینه ها نیز می تواند در این زمینه کار ساز باشد برای این کار باید دارای پس زمینه جهانگردی بود تا بتوان تجربه ها را به کار گرفت یک مدیر مالی موفق که عادت دارد به زیر دستانش امر ونهی کند ممکن است بتواند یک تراز نامه خوب مالی ارائه دهد اما نمی تواند راهنمای تور توانمندی باشد .
۶ مهارت در کمک های نخستین :
چنانکه خواهیم دید راهنمای تور در پذیرفتن مسولیتهای پزشکی باید بسیار هوشیار باشد . مهارت هایی چون دادن تنفس مصنوعی ، نجات غریق ، کمک های نخستین پیشرفته کمک بسیار با ارزشی در رهبری تور است.داشتن توانایی در این زمینه ها برای جهانگردان مایه آسایش بسیار خواهد بود.
۷ پرداختن به جزئیات :
مهارتهای سازمانی اغلب دست کم گرفته می شوند ، به ویژه در زمینه رهبری تور که بیشتر بر فرهیختگی تاکید می شود . با این همه کسی را نیاز دارید که به آینده بیاندیشد پیش تر را بنگرد و برای آینده تصمیم بگیرد کسی که تمهیدات لازم برای اجرای تور را از پیش فراهم سازد و هر روزآن را باز بینی کند ، کسی که بتواند ثبتی روشن ، کامل و دقیق برای همه رویدادهای سفر فراهم آورد . کسانی که بخواهند از این کارها شانه خالی کنند در نهایت باعث شکست و بدنامی برای برگزارکنندگان تور و مدیران دفاتر مسافرتی خواهند بود . سرپرست خوب تور همواره هشیار است ، همواره حساب کتاب می کند و همواره یادداشت بر میدارد .
۸ ویژگیهای شخصی :
هنگامی که شما سیاهه ای از ویژگیهای بایسته برای هر پیشه ای را فراهم می کنید بی تردید یک مدل نمونه و بی کم و کاست برای خود می سازید . هیچ انسانی نمی تواند با این نمونه آرمانی کاملا منطبق شود . از دیدگاه فیزیکی همه ما با هم اختلاف بسیاری داریم . این زنجیره ویژگی های شغلی خصوصیاتی است که هر کسی می خواهد آن را در یک کارمند از جمله راهنمایان بیابد . آنچه که از این پس می آید بیشتر ویژگی های است که برای گزینش و ارزیابی راهنمایان یا برگزار کنندگان تور به آن پرداخته می شود .
۹ نیرومندی و مصمم بودن :
جدا از دیگر ویژگیها، یک راهنمای تور باید توانایی رهبری را داشته باشد یعنی بتواند بر مردم مدیریت کند و بتواند تصمیم بگیرد این کار به درد کسانی که دارای شخصیتی دودل ، بی ثبات ، ترسو و کمرو هستند نمی خورد .
۱۰ دید مثبت :
راهنما باید آدمی خوشبین باشد یا دست کم اینگونه خود را نشان دهد . این خوشبینی باید مسری باشد . راهنمای منفی باف مایه دردسر و گرفتاری هست ، با این همه راهنمای تور نباید دچار خوش بینی بیش از اندازه باشد . برای آنکه او بتواند این خوش بینی را توجیه کند و این اطمینان و دلگرمی خود را به مسافران انتقال دهد به پختگی بسیار نیاز دارد .
۱۱ زیرکی و خوش سر زبانی :
یک همراه تور باید سیاستمدار باشد هم با مسافران گروه و هم با کارکنان ، هتل ها ، رستوران ها ، شرکت های حمل ونقل و رانندگان روشی سیاستمدارانه داشته باشد . وی نباید به شایعات توجه کند ، به اعتماد طرف های خود باید ارج بگذارد و به حساسیت های آنها توجه کند . کار راهنمایی تور می تواند پردردسر و توانفرسا باشد ، اما راهنما نباید با مسائل پیش پا افتاده خود را درگیر کند و با هر مشکلی تا آنجا که بتواند هر چه بیشتر با قاطعیت و خوش رفتاری برخورد کند
۱۲ صداقت و وفاداری :
فضیلتی که هر راهنمای تور باید داشته باشد صداقت و پای بندی به اصول هم در برابر مسافرانی که آنها را همراهی می کند و هم سازمانی که برای آن کار می کند و صورت حسابها را می پردازد است . در این کار همه چیز باید آشکار باشد و هیچگونه پنهان کاری و حساب سازی نباید وجود داشته باشد . راهنما نباید دست به کارهایی بزند که به سازمان و کارفرمای او ضربه و لطمه وارد شود . چنین کاری هم ناجوانمردانه و هم نابخردانه است و پیامدهای آن سرانجام هم به خود او بر می گردد . در زمان های حساس و بحرانی باید برخورد وی با مسافران و کارفرما یکسان باشد و از هیچ یک از آنان در برابر دیگری جانبداری نکند . همه گزارش ها و صورت هزینه ها باید با دقت و صداقت نوشته شوند .
۱۳ اعتماد به نفس و قاطعیت :
این اصطلاح به یکی از معماهای جامعه امروزین ما تبدیل شده است.هزاران تن از مردم برای دستیابی به این توانایی ها هزینه های گزافی را می پردازند.یک راهنما بهتر است دارای اعتماد به نفس و غرور بوده وکمی هم منیت داشته باشد.هنگامی که کارمند هتل موکدا اعلام می کند که اتاق یک تخته نداریم.راهنما باید سازش نا پذیر بوده و نباید کوتاه بیاید،در پاسخ وی باید بگوید بگو رئیست بیاید این به معنای داد زدن ،نا سزا گفتن یا رفتار خشن نیست. این کار نمایش نیروهای درونی ، سرسختی و سازش نا پذیری است . این به معنای این است که راهنما بر روی حقوق مسافرانش پافشاری می کند .
۱۴ رفتار آرام :
حتی در هنگام نگرانی نیز باید لبخند اطمینان بخش بر لب داشت . بهترین راهنمایان هیچگاه حتی در درون خود نباید ترسان باشند . آنها باید در بهرانها خونسرد بوده و در برابر موارد اظطراری به زودی واکنش بایسته نشان دهند هنگامی که در تهدید مخاطرات بزرگ هستند باید توان آن را داشته باشند که به درستی و روشنی بیاندیشند و در این گونه رویدادها باید بدون ترس با سینه سپر کرده به میان معرکه بروند و با مشکلات روبرو شوند این کار به گروه آرامش خوهد داد . تجربه و گذشت زمان به تکامل این رفتار کمک می کند . اما برخی کسان این توانائی ها را به گونه ای ذاتی و فطری دارا هستند .
۱۵ شخصیت گرم و پرشور :
ویژگیهای پیش گفته به هنگام کاربرد کم و بیش ارتشی مابانه به نظر می رسند . در هر راهنمای تور باید کمی هم رفتار افسر فرمانده وجود داشته باشد . با این تفاوت که مسافران ، یک گروه آزاد و خوشگذران هستند و نه یک دسته سرباز . راهنمای تور هنگامی که رهبری خود را اعمال می کند باید گشاده رو باشد ونشان دهد که آماده لبخند زدن است و رفتاری پرشور و دوستانه داشته باشد . گروه انتظار دارند که همراه آنها سرزنده و دارای لحنی گیرا و خوش مشربی ذاتی باشد او نباید با جهانگردان ، کارکنان هتل و رستوران ها رفتاری سرد ، رسمی و دستوری داشته باشد . از این رو نام او بر سر زبانها خواهد افتاد و می تواند پیشنهادهای دیگری نیز برای سفر به دست آورد .
۱۶ آراستگی و پیراستگی :
مسافران تور می توانند با سر و وضعی نا مرتب یا آشفته دیده شوند اما سرپرست گروه همواره باید دارای ظاهری آراسته باشد . این آراستگی و شادابی بر اعتبار و اقتدار او می افزاید و سرمشقی برای دیگران خواهد بود . یک همراه گروه شلخته برای خودش ، شرکت کارفرما و ارزش و موفقیت تور اثر بد و ناخوشایندی خواهد داشت .
۱۷ تندرستی کامل :
این بدین معنا نیست که سرپرست تور از آغاز روز ورزشهای سنگین بکند یادلبسته پرورش اندام باشد . اماباید تندرست باشد و از ناتوانی بدنی در رنج نباشد از بنیه خوب برخوردار باشد راهنما باید نخستین کسی باشد که برمی خیزد وبه راه می افتاد و همواره پیشاپیش گروه رهسپار باشد . همچنین او همیشه باید نخستین کسی باشد که به بستر می رود . حتی هنگامی که احساس بیماری می کند باید به گونه ای رفتار کند که گویای سرزندگی و توانمندی باشد و به هنگام بیماری ها نباید بگذارد که بیماری براو چیره شود . اگرچه بیمار است باید خواست و اراده پیگیری کارها راداشته باشد . راهنماها همچون مادران هیچگاه نباید واقعا بیمار شوند .
۱۸ حساسیت :
گذشته از برنامه ریزی برای مسیرها و ردیابی یا موارد اضطراری ، راهنما همواره باید حالات مسافران را زیر نظر داشته باشد و واکنشهای شخصیتی آنها را پیش بینی کند و تفکر آنها را بخواند و به شکایات انها توجه کند . خستگی آنها را ارزیابی کند و اسباب آسایش و آرامش مسافران تنها و نگران را فراهم کند . او باید به همه چیزها مانند آرایش تازه موی سر ، یک تن پوش ویژه ، سوغاتی های خریداری شده که برای مسافران بسیار ارزشمند هستند ، توجه نشان دهد راهنما باید کمی هم روانشناس باشد و نسبت به مسافران و حالتهای آنان بسیار هوشیار باشد . با این همه نباید دارای شخصیتی حساس و زود رنج باشد . مشکلات گاه به گاهی نباید بر روی او تاثیر بگذارد او باید بی اعتنا به ناملایمات و موانع به راه خود ادامه دهد .
۱۹ انعطاف پذیری و نرمش :
برخی از مردم هنگامی که روال عادی کارها در خطر به هم خوردن قرار می گیرد دستپاچه و سراسیمه می شوند این کار بیشتر برای برنامه ریزان خشک ونرمش ناپذیر روی می دهد که خواهان آنند که همه چیز مرتب و بی کم و کاست باشد . اصل قدیمی مورفی دقیقا برای تور هم مصداق دارد ( اگر قرار است چیزی خراب بشود خراب خواهد شد ). برنامه ریزی احتمال پدید آمدن دردسرهای بزرگ را کاهش می دهد اما پاره ای تغییرات گریز ناپذیر هستند . در سفر چیزهایی همچون خرابی وسایل حمل و نقل ، آشفتگی وسایل ارتباطات و پیام رسانی ، مسافران ناسازگار و درد سر آفرین یا بیماری ها ، بلایای طبیعی ، تاخیر وسایل ترابری و مانند آن وجود دارد . پس راهنمای تور باید به سرعت و با حضور ذهن چاره سازی کند باید توان آن را داشته باشد که آنگاه شرایط وادار می کند برنامه را تغییر دهد .
۲۰ فداکاری :
چونان دیگر اصول رهبری یک همراه تور باید همواره آماده باشد تا به خاطر رفاه گروه از آسایش خود چشم پوشی کند ، برای نمونه این کار می تواند چشم پوشی از برخی برنامه های شخصی باشد . یک لیدر باید پس از همه بخورد ، بنوشد و بیاساید . این کار از هنگام برخاستن هواپیما و آغاز تور تا برداشته شدن آخرین چمدنها از روی نوار گردنده فرودگاه باید انجام شود .
۲۱ آینده نگری :
همچنانکه نرمش پذیری فضیلتی بایسته است یک همراه تور کاردان باید همه چیزهای نادرست و دشواری ساز را از پیش دریابد و بکوشد از روی دادن آنها پیشگیری نماید . این به معنای گفتگوهای گسترده با راننده اتوبوس و کارکنان کشتی ، گفتگوهای تلفنی پیش از آغاز تور ، بررسی امکانات پیش از به دست گرفتن رهبری گروه باشد . هیچ چیزی نباید درست انگاشته شود ، همه موارد باید بازبینی و باز هم بازبینی شوند .
۲۲ توانمندی برای پدید آوردن دوستی های پایدار:
یک راهنمای تور کارآزموده این توانایی رادارد که مسافران را به هم نزدیک کند . باید به دنبال کسانی که تنها هستند باشد و آنها را به هم بپیوندد و از آنها گروه بسازد ، گروهی از افراد پراکنده که خود را همچون همسرانی که در پی آسایش یکدیگرند و می خواهند کمترین برخورد و درگیری را باهم داشته باشند . در پایان یک تور خوب ، بیشتر مسافران گروه دوست ندارند از هم جدا شوند و پس از آن نیز با هم بسیار در تماس خواهند بود . بیشتر آنها در تورهای بعدی باهم سفر خواهند کرد .

منبع:وبسایت شخصی امیرحسین جعفری





نوع مطلب : گردشگری، 
برچسب ها :

در این جستار فرتورهایی از درفش های ایران زمین از گاه کهن و با درخشش درفش کاویانی نخستین درفش ایرانیان تا درفش جمهوری اسلامی که درفش کنونی میهن است جای گرفته است . این فرتورها از روی داده های تاریخی به شکلی که در این جستار خواهید دید به تصویر کشیده شده اند .

 

 

درفش کاویانی : نخستین درفش ایران که بدست کاوه آهنگر و در جریان خیزش او بر علیه زهاک تازی ساخته شد .

درفش هخامنشیان : در هنگام هخامنشیان ایران داری چندین درفش که البته دارای چهره ای نزدیک به هم می باشند بوده است .

درفش اشکانیان : به شوند نابودی یادگارهای اشکانیان آگاهی درستی از چهره درفش آنان در دست نیست اما با توجه به گواهی اندک تاریخ درفش آنان به گونه زیر بوده است .

درفش ساسانیان : همانگونه که میدانید درفش رسمی ایران در زمان ساسانیان همان درفش کاویانی یعنی نخستین درفش ایران بود که با توجه به مهر ساسانیان به ایران کهن آن را برگزیدند , به گواهی تاریخ این درفش در هنگام تازش عرب ها به ایران و در جریان جنگ قادسیه و پس از کشته شدن رستم فرخزاد سپهسالار ایران بدست عرب ها پاره پاره و بخش های گوناگون آن میان آنان تقسیم میشود.

درفش سیاه جامگان ( پیروان ابومسلم خراسانی)

درفش سرخ جامگان ( پیروان بابک خرمدین )

درفش غزنویان

درفش سلجوقیان

درفش تیموریان

درفش صفویان

درفش افشاریان

درفش زندیان

درفش قاجاریان

درفش پهلویان

درفش جمهوری اسلامی ( نظام کنونی ایران)

منبع: سایت مهر میهن

 

 




نوع مطلب : میراث فرهنگی، 
برچسب ها :
قدیمی‌ترین هتل جهان كجاست ؟





مهمانسرای عباسی با پشتوانه ۳۲۰ ساله هنوز به عنوان قدیمی‌ترین هتل دنیا به جهانیان معرفی نشده است.


گرچه هنوز قدیمی‌ترین هتل جهان به عنوان میراث‌جهانی به ثبت یونسكو نرسیده و تنها پشتوانه‌اش ثبت ملی آن در سال‌ ۴۰ است، اما این باور كه مهمانسرای عباسی اصفهان با ۳۲۰ سال قدمت تاریخی می‌تواند به این عنوان نایل شود، در بین دست‌اندركاران آن وجود دارد.
این مهمانسرا یادگاری از دوران صفوی است كه شهر اصفهان در آن ایام اعتلا و شكوه ویژه‌ای یافت به گونه‌ای كه آن را «نصف جهان» نامیدند.
در میان ‌آثار معماری به جای مانده از عصر صفوی مجموعه مدرسه، بازار و كاروانسرایی به جای مانده كه در كنار خیابان چهارباغ اصفهان جای گرفته است. این مجموعه در سال‌های حكومت آخرین پادشاه صفوی شاه سلطان حسین ساخته شد.
شاه‌ سلطان حسین این مجموعه را به مادرش پیشكش كرد از این رو به كاروانسرای مادرشاه مشهور شد. مادر شاه‌سلطان حسین هم كاروانسرا را وقف مدرسه چهارباغ كرد كه عواید آن برای نگهداری از مدرسه و معاش طلاب استفاده شود.
با شكوفایی اقتصاد ایران در عصر صفوی ساختن بناهای عظیم و سودمند چون بازار، مدرسه، پل، سد، آب‌انبار، مسجد و برج كبوتر رواج یافت اما شاخص‌ترین بناهای آن دوره مجموعه كاروانسراهاست.
از كاروانسراها علاوه بر اقامت كاروانیان و بازرگانان به عنوان فضایی برای نگهداری كالا و مبادلات بازرگانی هم استفاده می‌شد. سادگی و در عین حال زیبایی كاروانسرای مادرشاه با فضایی دلگشا و آرام، شكوه و زیبایی میدان نقش جهان را به یاد می‌آورد.
این كاروانسرا در دو طبقه و صحن وسیع ساخته شده كه از میان آن نهر فرشادی می‌گذرد و هنوز وضع بنا استحكام و فضای آن هر بیننده‌ای را حیران می‌كند.
پس از حمله افغان‌ها به اصفهان در سال ۱۱۳۴ هجری قمری و انقراض دولت صفوی این كاروانسرا آسیب زیادی دید ولی در زمان ظل‌السلطان حاكم وقت قاجار در اصفهان، این بنا بازسازی و برای استقرار سواره نظام سربازان وی از آن استفاده شد.
تا سال ۱۳۰۲ هجری این محل كاربری نظامی داشت و سپس به عنوان انبار قند و شكر از آن استفاده شد. بین سال‌های ۱۳۱۰ تا ۱۳۳۰ در نزاعی كه بین طلاب مدرسه چهارباغ و آقای پاقلعه‌ای در گرفت، موقوفه مدرسه به تملك سیدالعراقین درآمد و بعد از آن یكی از تجار اصفهان به نام‌ مثقالی با ارایه اسناد جعلی ادعای مالكیت كاروانسرا را مطرح كرد.
مدت‌ها عدلیه اصفهان و تهران گرفتار كشمكش‌ها بودند تا اینكه بالاخره عدلیه رای موقوفه بودن كاروانسرا را صادر كرد.



● كاروانسرا، مهمانسرا می‌شود


در سال ۱۳۳۶ شمسی دولت وقت تصمیم‌ گرفت تا با توجه به افزایش سفر جهانگردان و گردشگران خارجی به اصفهان و نبود امكانات اقامتی مناسب در این شهر، این كاروانسرا را به یك هتل بین‌المللی تبدیل كند.
بر این اساس اجاره‌نامه‌ای بین بیمه ایران و اداره اوقاف اصفهان در اسفندماه این سال منعقد شد كه بر اساس آن، بیمه ایران موظف شد به هزینه خود مهمانخانه‌ای در مورد اجاره بسازد.
در اجاره‌نامه این كاروانسرا تاكید شده كه تمام اعیانی كه به وسیله شركت بیمه ساخته شود، متعلق به شركت مذكور است. علاوه بر این نقشه مهمانخانه و عملیات ساختمانی باید با قانون عتیقات از لحاظ ابنیه تاریخی مغایرت نداشته باشد.
چند ماه بعد از قرارداد مراسم كلنگ‌زنی این مجموعه با نام «هتل شاه عباس» انجام و عملیات ساختمانی آن شروع شد كه با این كار این بنای تاریخی از تخریب و انهدام جدی نجات یافت.
در بازسازی كاروانسرا دو هدف حفظ و اصالت نمای بیرون و تبدیل حجره‌های كاروانسرا به اتاق اقامتی مناسب مورد توجه قرار گرفت. بر این اساس ابتدا دیوارها و سقف‌ها بازسازی و اجزای آسیب‌دیده مهار و قالب‌بندی شد.
از خشت خام و آجر و بتون برای تقویت استحكام بنا و برای بازسازی بنا از طرح های اصیل ایرانی استفاده شد. آرایش داخلی بنا نیز به‌گونه‌ای طراحی شد كه بیانگر جلوه‌های اصیل هنر ایرانی باشد.
تزئین نمای داخلی مهمانسرا را گروهی ۱۵۰نفری به نام گروه هنری مهر كه زبده‌ترین و برجسته‌ترین هنرمندان طراح، نقش‌پرداز گچبر مشبك‌ساز و‌ آیینه‌كار اصفهانی بودند، انجام دادند و سرانجام بازسازی كاروانسرا در سال ۱۳۴۵ خورشیدی به پایان رسید.
هم‌اكنون مهمانسرای عباسی اصفهان به لحاظ پیشینه تاریخی سیصد ساله و ویژگی كاربردی و نیز آثار هنری ارزشمندی در قالب هنرهای اسلامی و ایرانی به عنوان یك موزه گرانبها و كهن‌ترین هتل دنیا شهرت دارد.



● معماری مهمانسرای عباسی


مهمانسرای عباسی با ۲۳۱ باب اتاق، سوئیت و آپارتمان كه مطابق با استانداردهای بین‌المللی ساخته شده‌اند، سالانه پذیرای دهها هزار مهمان و گردشگر داخلی و خارجی از اقصی نقاط جهان و همچنین دهها هیات از میهمانان عالی‌رتبه سیاسی و شخصیت‌های بین‌المللی است. در ۴۰ سال گذشته بیش از ۱۵۰ شخصیت مطرح جهان در این هتل اقامت داشتند كه قرار است مجموعه این اطلاعات به صورت كتاب منتشر شود.
سوئیت‌های این هتل به سبك معماری صفوی و قاجار با فضایی رویایی، مقرنس‌های زیبا، دیوارنگاری و مذهب است كه معماری عصر خود را برای مهمانان تداعی می‌كند.
از بخش‌های قابل توجه این مهمانسرا رستوران‌ها و تالارهای متعدد آن است كه برای هر یك به نام یكی از بناهای مشهور اصفهان نامگذاری و تزئینات هر یك شبیه به آن اثر انتخاب شده است.
تالارهای چهلستون، عالی‌قاپو، زرین، نقش‌جهان و فیروزه از جمله تالارهای پذیرایی این مهمانسرا هستند.
رستوران و محیط باز چشم‌انداز به‌گونه‌ای است كه میهمانان می‌توانند علاوه بر استفاده از امكانات رستوران، از بام مهمانسرا شهر زیبای اصفهان و بنای باشكوه آن را نظاره كنند.
چایخانه سنتی مهمانسرا واقع در ضلع شمالی باغ، به عنوان نخستین چایخانه سنتی جهان به شمار می‌رود. همچنین موزه دایمی قرآن‌های خطی مهمانسرا از باارزش‌ترین و دیدنی‌ترین بخش‌های این مجموعه است.
این مهمانسرا به دلیل دارا بودن تالارهای متعدد همه ساله برگزار كننده صدها همایش علمی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی و بین‌المللی است.
از جمله اجلاس مهمی كه در سال‌های اخیر در مهمانسرا برگزار شده می‌توان به اجلاس بین‌منطقه‌ای حاكمیت‌های فكری و معنوی، سمینار بین‌المللی هنر اسلامی، نخستین اجلاس وزرای جهانگردی كشورهای اسلامی و یكصدوسی‌وپنجمین اجلاس وزرای نفت اپك اشاره كرد.



● چرا مهمانسرا ثبت جهانی نمی‌شود؟


«بختیار حدادی» مدیرعامل مهمانسرای عباسی در خصوص اینكه چرا این هتل به عنوان قدیمی‌ترین هتل جهان ثبت نمی‌شود، به میراث‌خبر گفت: «مهمانسرا در سال‌هایی كه مورد بازسازی قرار گرفت، ثبت میراث ملی ایران شد اما هنوز هیچ تلاشی از سوی مسئولان میراث فرهنگی برای ثبت جهانی آن انجام نشده است.»
وی تاكید كرد: « اینكه مهمانسرای عباسی، قدیمی‌ترین هتل جهان است، موضوعی است كه اخیرا مورد توجه قرار گرفته است.»
وی یادآور شد: «در جست‌وجویی كه در سایت‌های اینترنتی صورت گرفت، مشخص شد كه تنها چند هتل با قدمت ۱۳۰ تا ۱۴۰ سال در جهان وجود دارد كه قابل رقابت با هتل ۳۲۰ ساله عباسی نیست.»
به گفته‌ وی، برای نمونه هتل فوجیای ژاپن ۱۱۰ سال قدمت دارد كه هنوز شكل سنتی خود را حفظ كرده است اما هتل عباسی اصفهان ۳۲۰ سال قدمت دارد كه نقاشی‌های قدیمی و سنتی آن به همان شكل حفظ شده است.
حدادی گفت: «ثبت جهانی این اثر، باید از سوی مسئولان میراث فرهنگی و گردشگری دنبال شود زیرا كه در حوزه وظایف آنان می‌گنجد.»
وی در پاسخ به اینكه آیا پیشنهاد ثبت جهانی این اثر از سوی مسئولان هتل به صورت رسمی به سازمان میراث‌فرهنگی و گردشگری ارایه شده است، گفت: «این بحث تنها به صورت شفاهی بین مسئولان مطرح شده و هنوز شكل مكتوب به خود نگرفته است.»
حدادی گفت: «اگر این بحث جدی شود، می‌توان این پیشنهاد را به سازمان میراث‌فرهنگی و گردشگری داد تا در این زمینه تحقیقات لازم را انجام داده و به صورت مستند به یونسكو منتقل شود.»
وی تصریح كرد: «نگهداری بنای هتل، نقش‌ها و طرح‌های به جا مانده از عهد صفوی و قاجاریه در این هتل به قدری زیاد است كه توانی برای پیگیری مسایل تبلیغاتی برای هتل و نیز ثبت این این باقی نگذاشته است.»
«نگهداری یك هتل مدرن غیر از هزینه‌های آن هیچ دغدغه‌ای را متوجه مسئولان آن نمی‌كند، اما نگهداری یك «هتل‌‌موزه» كه همه جای آن پر از نقاشی به سبك‌های مختلف هنری و آثار ملی است، نیازمند صرف هزینه فراوان، نگهداری از آثار به شكل موجود و حفظ و بقای آن برای نسل‌های آینده را به دنبال دارد.»
مدیرعامل مهمانسرای عباسی تاكید كرد: «شرط نگهداری از یك بنای تاریخی حفظ كاربری آن است تا از تخریب آن جلوگیری شود. اگر این هتل بخواهد بدون استفاده گردشگران تنها به عنوان موزه استفاده شود، حتی یك دهه هم دوام نمی‌آورد و به زوال می‌رود.»
«برای نمونه علت تخریب سریع عمارت عالی‌قاپو، چهلستون و سایر بناهای تاریخی در سال‌های گذشته به این دلیل بوده كه هرگز از آنان استفاده نكردند و به همین دلیل لزومی برای صرف هزینه برای بازسازی و نگهداری وجود ندارد.»
وی گفت: «مسئولان این مهمانسرا تاكید دارند كه این مجموعه همواره به صورت یك مهمانسرا مورد استفاده قرار گیرد تا از بنا در برابر تخریب حفاظت شود.»




نوع مطلب : گردشگری، 
برچسب ها :
جمعه 13 اسفند 1389 :: نویسنده : نیکان مهرمادستان
گردشگری ماجراجویانه که بسیاری آن را شاخه ای از گردشگری ورزشی می دانند مورد توجه قشر جوان گردشگر است .
این شاخه از گردشگری علایق خاص که درایران تقریبا" ناشناخته و مغفول مانده است دهها زیر شاخه داردکه به دلیل شرایط طبیعی ایران ، همه آنها امکان ایجاد و توسعه در کشور را دارندو در این گزارش به آنها اشاره خواهدشد.
1-      کوه نوردی ،غار نوردی، سنگ نوردی و یخ نوردی: قله های مرتفع کوهستانی ایران به ویژه قله های زاگرس مرکزی در شمار 100قله مرتفع جهان قرار داردونیز قله دماوند بلندترین قله نیم کره غربی ،و همچنین درایران نزدیک به 100 غار نظیر غار علیصدر(بزرگترین غار آبی جهان)و کتله خور شهرت جهانی دارندکه البته گفته می شود غارهای بیشتری با انتهای نا معلوم در لرستان ، چهارمحال و بختیاری و کهکیلویه و بویر احمد وجود دارد.
در این بین این امکان در این نوع گردشگری خاص وجود داردکه دیدار از جاذبه های دیگر گردشگران ایران با آن ترکیب شود.برای نمونه صعودکنندگان به کلیمانجاروی ایران(شیرکوه یزد) امکان بازدید از معماری منحصر به فرد یزد را دارند. همچنین کوهنوردان مناطق سبلان (اردبیل) وزاگرس مرکزی امکان بازدید از کوچ و زندگی عشایر واستفاده از چشمه های آب گرم منطقه را دارند.
2-      اسکی ، اسنوبر، برف نوردی و بازی های برفی: در ایران در این میان مناطق زاگرس مرکزی ، فارس مرتفع، کهگیلویه و بویر احمدو چهار محال و بختیاری با توجه به برخورداری از ارتفاع بیش از 2 هزار متر که فصل ماندگاری برف در برخی از مناطق آنها تا بیش از 8 ماه طول می کشد مطلوب ترین زمینه را برای گسترش ورزش های زمستانی فراهم می کند.در حال حاضر درایران فقط 16 پیست اسکی وجود داردکه از میان آنها 3 مجموعه دارا ی امکانات اقامتی ، 5 مجموعه فقط دارای رستوران و بقیه از حداقل امکانات محروم هستند، ازاین بین ، پیست های آبعلی ، شمشک و دیزین در استان تهران قابلیت پذیرایی از گردشگران خارجی را دارد.
3-      سفر در مسیرهای بدون جاده ، دوچرخه سواری ، موتور سواری: این شاخه از گردشگری ماجرا جویانه هم کاملا" وابسته به ویژگی های اقلیمی و چشم اندازهای طبیعی است . سفر در مسیر های بدون جاده در مناطق کویری و همچنین عبور از زاگرس مرتفع و دوچرخه سواری کوهستان در مناطق جواهرده ، توچال ، دماوند و دیلمان و.... از امکانات این نوع گردشگری در ایران است .
4-      کایت سواری، چتر بازی، پاراگلایدر سواری و بالن سواری: باشگاهها و مناطق اطراف تهران ،  جزیره کیش و  پایگا ه شکاری  اندیمشک می تواند برای میزبانی این بازی ها در نظر گرفته شود ضمن اینکه امکان بالن سواری و پاراگلایدر سواری در همه گستره ایران وجود دارد اما تا اکنون تجهیزات آن توسط هیچ گروه یا موسسه ای ارائه نشده است .
5-      بازی های آبی، انواع اسکی و قایق سواری و غواصی : ایران با وجود قرار گرفتن در منطقه ای خشک ، در شمال و جنوب سواحلی داردکه می توانندبه قطب های بین المللی بازی های ورزشی آبی ساحلی تبدیل شوند. علاوه براین 2 ساحل ، دریا چه های بزرگ و متعدد طبیعی مانند ارومیه ، گهر، پریشان و... در یاچه های پشت سدها نیز از چنین قابلیتی برخوردارند.
6-      اتومبیل رانی : در ایران در زمانی کمتر از 2 ساعت فاصله جنگل و کویر را می توان طی کرد و این می تواند جذابیت بسیاری برای اتومبیل رانی ماجرا جویانه داشته باشد.
7-      شکار و ماهیگیری : ماهیگیران وفادارترین گروه به برنامه های مورد علاقه خود هستند. درایران در 50 دریاچه و تالاب داخلی و نیز تمامی رودخانه های کشور ماهیگیری صورت می گیرد.در ایران نکته مهم اینست که در نزدیکی بیشتر شهرهای بزرگ کشور، به خصوص تهران ، امکان ماهیگیری وجود دارد.
در ایران بیش از 100 شکارگاه بزرگ وجود داردکه برخی از آنها از شهرت جهانی برخوردارند.هم اکنون نیز سالانه صدها شکارچی خارجی ازجمله شیوخ عرب حاشیه خلیج فارس با صرف هزینه بسیار به ایران سفر می کندو عمده مقاصد آنها استانهای فارس ، آذربایجان غربی، سمنان ، خراسان ، اصفهان ، کرمان ، هرمزگان و بوشهر است .در این میان استانهای فارس و بوشهر به دلیل امکانی که برای صید پرنده هوبره عرضه می کنند اهمیت بیشتری دارند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
ایرانیان شادترین مردمان جهان بوده اند!!!
١٢ ماه ایرانی ٣٠ روز ایرانی ، ١٩ فروردین- جشن فروردینگان ، ٣ اوردیبهشت - جشن اردیبهشتگان ، ۶ خورداد- جشن خوردادگان
١٣ تیر - جشن تیرگان، ٧ امرداد - جشن امردادگان ، ۴ شهریور - جشن شهریورگان، ١۶ مهر - جشن مهرگان، ١٠ آبان - جشن آبانگان
٩ آذر - جشن آذرگان، ١ دی - جشن دیگان، ٢ بهمن - جشن وهمنگان، ۵ اسفند- جشن سپندارمذگان
نیاکان گرامی ما بدون تردید شادترین مردمان جهان بودند و رسم .............
شادزیستی را زرتشت برای آنان به جای گذاشت . این ١٢ جشن تنه ا جشنهایی بودند که نام روز و ماه با هم تلاقی پیدا میکرده است .
ایرانیان غیر از این جشنها : نوروز - ١٣ فروردین - ۶ فروردین و گرامی داشت آتش و همچنین جشن سده را نیز داشته اند . به راستی چه شد که امروز افسرده ترین و شکسته ترین مردمان جهان هستیم ؟
مهمترین جشنها به قرار زیر بوده است :جشن نوروز : یکی از کهن ترین جشنهای جهان است که مورخین آنرا به جمشید شاه پیشدادی در ۵٠٠٠ سال پیش نسبت داده اند .
جشن ١٣ فروردین : جشن طبیعت پاک و مظهر بی آلایشی و عنایت خداوند به انسان .
جشن ۶ فروردین : زادروز زایش زرتشت بزرگوار - پیر خرد و دانش جهان که سال ٢٠٠٣ را نیز سازمان یونسکو به نام وی نامگذاری نمود.
جشن سوری : یا همان گرامی داشت آتش است که در گذشته ١٠ روز آخر سال برگزار میشده است و بعد از اسلام آخرین چهارشنبه سال شده است . ایرانیان برای شادی روح نیاکانشان روزهای آخر
سال را آتش می افروختند .
جشن تیرگان : این جشن علاوه به تلاقی کردن روز و ماه به پرتاب تیر جاودانه آرش کمانگیر نیز نسبت داده شده . آرش قهرمان ملی ایران با پرتاب تیری از فراز کوهی در تبرستان مرز کشور ایران و توران را مشخص کرد و خودش از شدت فشار پرتاب در راه ایران جان سپرد .
جشن مهرگان : این جشن نیز بعد از نوروز مهمترین جشن ایران است که علاوه بر تلاقی کردن ماه و روز به قیام ملی کاوه آهنگر برضد ضحاک تازی نیز نسبت داده شده است . کاوه نماد وطن پرستی
بوده است و از این رو ۶ روز این جشن ادامه داشته است و در ممالک بسیاری آن گرامی داشته میشده است .
جشن سده : این جشن را به پیدایش کشف آتش توسط ایرانیان در جهان نسبت داده اند . فلسفه ای بسیار دور از زمان هوشنگ شاه پیشدادی در ۶٠٠٠ سال پیش دارد . هنوز بعد از این مدت بسیار دور
آثاری از آن پادشاه در شهر مسجد سلیمان باقی است .
جشن سپندارمذگان : این جشن نیز علاوه بر تلاقی ماه و روز به جشن زن ایرانی مشهور است . زنان ایرانی در ۴٠٠٠ و اندی سال پیش یک روز را در سال در حکم پادشاه خانه بر تخت می نشستند و
مردان باید از زحمات و تلاش دلسوزانه آنان قدردانی میکردند و مقام والای وی را ارج می نهادند . این جشن تا قبل از اسلام برقرار بود ولی در چند سال اخیر دوباره زنده شد و ایرانیان اصیل آنرا جشن می گیرند .



نوع مطلب : میراث فرهنگی، 
برچسب ها :
یکشنبه 8 اسفند 1389 :: نویسنده : نیکان مهرمادستان

پیشینه تاریخی فراغت

مریم رفعت‏جاه
otrpicad00001.jpg

آنچه که در همه دوران‏ها بر روی اوقات فراغت و چگونگی گذران آن تاثیر گذارده فلسفه زندگی و نگرش انسان به جهان بوده است. در دوران تمدن‏های باستان اوقات فراغت مختص نخبگان بود و تنها وقتی برای همه مردم امکان پیدایش یافت که فشار برای رفع نیازهای اولیه کاهش یافت.

در جوامع ابتدایی بین کار و اوقات فراغت مرز مشخصی ترسیم نشده است. گاه ساعات کار چنان سخت و طولانی بوده که اساساً‏ وقتی برای فراغت وجود نداشته. در هرحال فراغت تابع آهنگ طبیعی کار بوده و آزادی و انتخاب فرد در آن راهی نداشته است.

درنتیجه پیشرفت کشاورزی شکاف بین طبقات بیشتر شد و طبقات برگزیده‏ای ایجاد شدند و اوقات فراغت با منزلت اجتماعی، نوع تربیت و مرتبه سیاسی بستگی پیدا کرد. تنها افراد نخبه امکان فراغت داشتند.
برای مثال در تمدن مصر (2500 ق از میلاد تا تمدن روم) و فرهنگ‏های آشوری و بابلی فعالیت‏های تفریحی زیادی وجود داشت اما عمدتاً مختص طبقات بالای جامعه اشراف نظامیان و رهبران مذهبی بود. فعالیت‏های آنها شامل اسب‏سواری، کشتی، تیراندازی، انواع هنرها، رقص، موسیقی، نمایشنامه، شکار، مبارزه و مهمانی‏های پرریخت‏و پاش بود. در آشور و بابل باستان، پارک‏ها، شهرک‏های سلطنتی، باغ‏های وحش و نیز باغ‏های وسیعی برای گیاه‏شناسی و نیز برای برگزاری تشریفات وجود داشت(تورکیلدسن، 1382).

یونان باستان
ابعاد مختلف زندگی یونانیان تحت تاثیر تفکر افلاطون و ارسطو بود. در این دوره، ما شاهد حرفه‏ای شدن ورزش، سرگرمی‏های عمومی و مسابقه‏ها و در عین حال یکنوع اصول اخلاقی فراغتی و استفاده هوشمندانه از وقت آزاد هستیم. آرمان یونانیان تکامل زندگی مدنی و سیاسی بود. یعنی شهروندی خوب و شهروندان خوب از تعلیم و تربیت و فراغت به وجود می‏آمدند.
افلاطون برای کار یدی ارزش و احترام کمی قائل بود اما برای او فراغتی که به وسیله شهروندان لایق به خوبی مورد استفاده قرار می گرفت اهمیت زیادی داشت. فراغتی که صرف اجرای موسیقی، نمایشنامه، ورزش و تعلیم دادن اصول شهروندی، بازی، هنر و تفریح می شد. از نظر او برای اندیشیدن،‏ تامل و خودسازی و نیل به خوشبختی باید وقت آزاد داشت. کارگران یدی شایستگی تفریح را ندارند. برای انجام کارهای ضروری برده‏ها وجود داشتند (و مفهوم برده طبیعی برای همین ایجاد شده بود) بنابراین بقیه مردم برای انجام فعالیت‏های ارزشمندتر می‏توانستند آزاد باشند.
دو جنبه از تمدن یونان تا قرن بیستم ادامه یافت:
1) تمایز کار از فراغت و 2) اصول اخلاق فراغتی یونان
به اعتقاد ارسطو فلسفه زندگی چگونگی کسب سعادت و خوشبختی است. اعتدال اجتماع نیز در راستای عدالت طبیعی است و خوشبختی امری همیشگی و فراغت مادام‏العمر است.
کار به معنای کار یدی و فراهم کردن ضروریات زندگی و اوقات فراغت به معنای آن لحظات زندگی بود که در آن انسان درباره حقایق جاودانی تامل کرده و در موسیقی و تئاتر شرکت می‏کرد. ارسطو تجارت و جنگ را در یکسو و اوقات فراغت و صلح را در سوی دیگر قرار می‏داد. او وقت گذرانی را به عنوان فراغت به حساب نمی‏آورد. بنابراین تمایزی میان کار و فراغت قائل نمی‏شد. درهر حال فعالیت‏های اوقات فراغت به شدت محدود شده بود. ارسطو تنها موسیقی و تفکر را با ارزش و و در زمره فراغت نام می‏برد. به علاوه سبک زندگی و فراغت که برای انسان آزاد در نظر گرفته می‏شد تنها برای طبقه ممتاز امکان پذیر و تنها برای بخش کوچکی از جمعیت قابل وصول بود. از این رو فراغت آرمانی یونانی تنها مختص نخبگان و چیزی در حد افسانه بود.
اماا آنچه عملاً در یونان باستان روی می‏داد با این نظریات منطبق نبوده است. مسابقات اولیه المپیک، استادیوم‏ها، باغ‏های وسیع و سالن‏های روباز تئاتر همگی فعالیت‏های تفریحی عمومی و تدارک امکانات برای عموم را نشان می‏دهد.
بنابراین اگرچه اصول اخلاق تفریحی یونان براساس کار بردگان و نخبه‏گرایی بنا شده بود با این حال به طور کلی این آموزه را در بر دارد که فراغت‏ می‏تواند فرصت مهمی برای رشد مردان و زنان باشد.
برای فراغت در یونان آرمان‏هایی وجود داشت که آن را با آموزش و رشد جسمی و روحی توام می‏ساخت. و مهم تر آن که در یونان باستان فراغت تقابلی با آموزش نداشته است.
فراغت در نزد رومیان
حکومت روم تا 4 قرن بعد از میلاد مسیح تداوم داشت. فتوحات نظامی روم به ثروت و ملت قدرتمندی منجر شد که دارای جمعیت شهرنشین با ساختار طبقاتی بودند.
جمعیت شهری آن، وقت آزاد زیاد و حدود 175 روز در سال تعطیلات داشتند. اهمیت اوقات فراغت برای رومیان آمادگی و صلاحیت برای کار بود انواع ورزش‏ها برای آمادگی بدنی و جنگ در اوقات فراغت دنبال می‏شد. در روم باستان اوقات فراغت بیشتر از آنکه ارزش زیبایی‏شناسانه داشته باشد، ارزش فایده‏گرایانه داشت. گرمابه‏های عمومی، سالن‏های تئاتر و تالارها برای استفاده توده مردم ساخته می‏شد. به تدریج وقت آزاد تبدیل به یک مشکل شد امپراطوران با فراهم کردن غذای رایگان و نان و بر پا کردن سیرک سعی می‏کردند مردم را راضی نگه دارند. برده‏ها نه تنها برای کار، بلکه برای سرگرمی هم به کار گرفته می‏شدند. سرگرمی هایی که در ابتدا شامل موسیقی، تئاتر و ورزش بود. بعدها مسابقه‏های ارابه‏رانی و نمایش‏های خشونت‏آمیز گسترش یافت. مبارزه های خشونت‏بار ابتدا حیوانات و بعد انسان‏ها را هم دربرگرفت. گلادیاتورهای حرفه‏ای تا پای مرگ برای سرگرم کردن مردم مبارزه می‏کردند. آمفی‏تئاتر معروف ماکزیماس 385 هزار نفر گنجایش داشت.
شهر رم بالاخره رو به انحطاط و سقوط گذاشت. مورخین یکی از دلایل سقوط امپراطوری روم را ناتوانی آن در کنار آمدن با اوقات فراغت ذکر کرده‏اند. رقابت‏های طبقه اشراف برای سبقت جستن از یکدیگر، تباهی مالی خود آنها و امپراطوری را درپی داشت. فراغت گروهی در روم باستان، در برنامه های توسعه شهری لحاظ می شد و نوعی کارکرد سیاسی در آرام کردن توده‏ها داشت. در شهر روم سرمایه‏گذاری عظیمی در زمینه تسهیلات و خدمات تفریحی عمومی و گذران عمومی اوقات فراغت وجود داشت.

اوقات فراغت در قرون وسطا
کلیسای کاتولیک، هدف زندگی را آماده شدن برای حیات پس از مرگ می‏دانست. دوره اول قرون وسطا از سال 400 تا 1000 میلادی را به درستی عصر تاریکی نامیده‏اند. میراث آن برای بیشتر مردم، ملالت نسبی و ناامیدی و برای خیلی‏ها هلاکت بود.
در این دوره کار نشانه تقوا و عبادت تلقی می‏شد. صومعه‏ها گسترش داده شد و کار سخت، زهد و نفس‏کُشی تعلیم داده شد. اکثر فعالیت‏های تفریحی مگر آنها که به عبادات و آیین‏های مذهبی مربوط بود توسط کلیسا قدغن شد. کار، تمجید و بیکاری اهریمنی تلقی شد.
اما در میان عموم مردم غیر از موسیقی مذهبی، موسیقی های غیرمذهبی و نمایش‏ها، باده‏گساری های جمعی و قمار دنبال می‏شد.اشراف برای تفریح به شکار و شکار با باز و مسابقات دوره‏ای می‏پرداختند.اما درکل،زندگی در سده های میانه برای عموم مردم، سخت و طاقت‏فرسا بود.
در اواخر قرون وسطا تنها نخبگان(اشراف زمین‏دار و رهبران سیاسی) به تفریح می‏پرداختند فعالیت‏های تفریحی آنها شامل شکار، شکار با پرندگان، موسیقی و رقص بود و ورزش‏ها اگرچه وسیله‏ای برای سرگرمی بود اما آمادگی اولیه برای مبارزه اشرافزادگان در جنگ نیز محسوب می‏شد.
برای توده‏ها، اوقات فراغت از طریق تعطیلات مذهبی، حضور دربازارها و خریدهای تفریح‏آمیز قرون وسطایی (نظیر جمعه‏بازارها و چهارشنبه‏بازارهای امروزی) ناشی می‏شد. البته در عموم مردم ورزش‏هایی چون کشتی، تیراندازی، نیزه‏بازی، و نیز قمار دنبال می‏شد.

دوره رنسانس و اروپای پس از انقلاب صنعتی
اوقات فراغت در عهد رنسانس و در دوره اصلاح‏گری: با تقارن نسبی این دو دوره قدرت کلیسا رو به زوال گذاشت و انواع هنر و انسان‏گرایی تجدید حیات یافت. این تغییرات ابتدا در ایتالیا پدید آمد و سپس فرانسه و انگلستان را نیز دربرگرفت.
جزم‏اندیشی مذهبی جای خود را به آزادی‏خواهی و گسترش دانش علمی داد. اما نوعی فردگرایی و آشفتگی و آنومی نیز پدید آمد.
تا عصر رنسانس عامه مردم عمدتا از اعیاد مذهبی و غیرمذهبی کسب تفریح، خوشی و لذت می‏کردند. اما با پیدایش صنعت چاپ مطالعه از انحصار دیرها، دانشگاه‏ها و اشراف درآمد و موسیقی، رقص، نمایش و تحصیل دانش، عمومیت بیشتری یافت. اشراف حامی انواع هنرها شدند و رنسانس یک اشرافیت لذت‏جو، آمادگی برای ورزش‏های خشن و قمار، و نهضت روشنگری کلیسایی دنیادوست و فاسد را ایجاد کرد. همه این‏ها موجب نهضت کالونی شد. در قرن شانزدهم لوتر و کالون برعلیه کلیسای فاسد آن دوران شوریدند.
درنتیجه رواج نگرش کالونی بسیاری از فعالیت‏های تفریحی کاهش یافت و حتی از بازی کودکان نیز ممانعت ‏شد زیرا ترویج تن‏پروری تلقی می‏شد. همه خانه‏های مذهبی و صومعه‏های کلیسای کاتولیک فروخته شد. جیمز اول پادشاه انگلستان در راستای مقابله با کالونیسم و برای ترویج مجدد فعالیت‏های تفریحی کتاب ورزش را منتشر کرد و کارگران را مجاز دانست تا خارج از ساعات کار به بازی و مسابقه بپردازند.
مبارزه کالونیست ‏ها و مخالفان‏شان در طول قرن هفدهم تداوم و فراز‏ونشیب‏هایی داشت. نهضت اصلاح‏گری (کالونیست ‏ها) با لذت‏جویی‏های ثروتمندان مخالف بودند و مقابله می‏کردند.
اما با این که انقلاب فرهنگی رنسانس در این مقطع به وسیله نهضت اصلاح‏گری به شدت سرکوب شد اما همچنان به راه خود ادامه داد.در سده های 17 و 18 پارک‏ها و باغ‏هایی برای تفریح و شکار اشراف و چمنزارها و میدان‏هایی برای عموم مردم ایجاد شد.
گرچه رنسانس آزادی بیشتری برای اوقات فراغت به وجود آورد اما نهضت اصلاح‏گری تاثیر بیشتری بر روی طرزفکر غربی داشت. این نهضت، کار را مهم تلقی کرده و به اوقات فراغت و مضراتی که می‏تواند داشته باشد بدبین بود. در سرتاسر قرن بیستم بر روی اصول اخلاقی کار پافشاری می‏شد و اندیشه اومانیستی رنسانس به دنبال رشد و خلاقیت مردم از طریق آموزش و ایجاد آزادی بیشتر در زمینه اوقات فراغت بود.
در این شرایط انقلاب دیگری وقوع یافت که سبب شد اوقات فراغت توده مردم مجدداً سرکوب و محدود شود.

پیامد انقلاب صنعتی برای اوقات فراغت
انقلاب صنعتی قرون 18 و19 سبب رشد کارخانه‏ها و رشد شهرها شد. افزایش مهاجرت و جمعیت شهری به ازدحام،‏ مسکن نامرغوب، فقر، جنایت، افزایش ساعات کار و کار کودکان انجامید. که همه این‏ها مردم را از داشتن اوقات فراغت باز می داشت.
ساعات کار زیاد، کارگران تحت استثمار ، حقوق‏ها اندک و شرایط کار نامناسب بود. مردم از روستا و زندگی در دل طبیعت، بازی در دشت‏ها و گردش در اطراف روستاها به مکان‏های محدود با فراغت ناچیز نقل مکان کردند. برای فراغت و تفریح افراد فضایی پیش‏بینی نشده بود. کودکان نیز غالباً کار می‏کردند و بازی آنها تحت عنوان شرارت محکوم می‏شد.
در اواخر قرن 19 و آغاز قرن بیستم به تدریج به اهمیت آسایش افراد و کودکان در شهرها توجه و زمان‏ها و فضاهایی برای تفریح افراد و استراحت آنها ایجاد شد.
فرض بر این بود که تفریح پیامدهای مفیدی در زندگی فرد دارد با این حال هنوز در دنیای معاصر و در دنیای صنعت و تجارت به کار بیشتر و عدم غیبت از کار و بهره‏وری و روحیه کار بالا بهای زیادی داده می‏شود.
در این زمان نظریه‏هایی درباره بازی و تفریح پدیدار شد. وبلن به طبقاتی شدن فراغت و طبقه فراغتی (مرفه) توجه و نظریه جالب خود را درباره فراغت تظاهری به عنوان عاملی برای بازنمایی طبقه اجتماعی مطرح کرد.وبلن طبقه فراغتی و فراغت طبقاتی را مورد نقد قرار داد. به نظر او با صنعتی شدن و رشد سرمایه‏داری، طبقه اجتماعی تثبیت شد و قدرت خرید و ثروت افراد معرف شان و منزلت و اهمیت‏شان شد.
توده مردم برای کسب وقت و زمان فراغت بیشتر با سیاستمداران و قدرتمندان جامعه به چانه‏زنی پرداختند. نصف روز تعطیل شنبه‏ها (برای ما ایرانیان پنج‏شنبه‏ها) نقطه عطف مهمی در جهت پذیرش ضرورت و اهمیت فراغت برای توده مردم بود.
به تدریج طبقه کارگر شروع به درخواست اوقات فراغت ( به عنوان استراحت) کرد و اتحادیه‏های کارگری در این راستا شروع به فعالیت کردند.
در قرن بیستم بازی به منزله یک روش تعلیم و تربیت برای جوانان و اوقات فراغت به منزله امری خوشی‏آفرین و لذت‏بخش و نه صرفا نوعی استراحت و رفاه موردتوجه قرار گرفت و نگاه به بازی و به فراغت رو به دگرگونی گذارد. بازی لازمه رشد جسمی و روانی کودک و نوجوان و فراغت نه به منزله رفاه، بلکه به منزله فعالیتی شادی‏آفرین و لذت‏بخش تلقی شد. رواج مصرف‏گرایی، فردگرایی و هدونیسم به این نگرش‏ها دامن زد و فراغت تبدیل به امری آمیخته با مصرف و تجارت شد.

منابع
- تورکلیدسن، جرج، اوقات فراغت و نیازهای مردم، ترجمه عباس اردکانیان، انتشارات نوربخش، 1382.
- لس‏هی‏وود و همکاران، اوقات فراغت، ترجمه محمد احسانی، نشر امید دانش،

منبع: anthropology.ir





نوع مطلب : گردشگری، 
برچسب ها :
سه شنبه 3 اسفند 1389 :: نویسنده : نیکان مهرمادستان

 

 

عجایب صنعتی دیدم در این دشت

سرش در آب و دنبالش در آتش

به یک دم می خورد صد آدمی را

و بیرون می دهد ماه منقش

ایرانیان از دیرباز اهمیت فوق العاده ای برای نظافت روح و جسم خویش قائل بوده اند و لذا اهتمام ویژه ای در ساخت و راه اندازی گرمابه ها از خود نشان داده اند. بقایای کشف شده از قدیمی ترین گرمابه مربوط به تخت جمشید است. در دوره های اشکانی و ساسانی نیز حمام ها بیشتر در مجاورت کاخ ها و قصرها و حتی در داخل آنها و یا درون شهرها و محلات ساخته می شد.

ایرانیان در ساخت حمام ذوق و سلیقه خاصی به خرج می داده اند که تزیینات، نقاشی ها و گچبری های به جامانده به همراه طاق نماهای زیبا و کاشی کاری های متنوع و دلربا، همگی گواه این مدعاست. از معروف تریم حمام های ایران می توان به حمام کردشت در آذربایجان شرقی،حمام پهنه در سمنان، حمام گنجعلی خان و حمام وکیل در کرمان، حمام شاه علی در اصفهان، حمام باغ فین کاشان، حمام شیخ بهایی در اصفهان و حمام خان در بازار سنندج اشاره کرد.

نقش حمام و گرمابه در گذشته بسیار پررنگ تر از امروز بوده است، زیرا گرمابه علاوه براینکه مکانی جهت شستشو و نظافت بوده، از طرفی محل تجمع و دیدار مردم هم به شمار می رفته است. در قدیم مردم تقریباً هفته ای یک بار به گرمابه می رفتند و در آنجا از احوال یکدیگر مطلع می شدند و دیداری تازه می کردند. از این رو گرمابه ها اهمیت زیادی مخصوصاً برای خانم ها داشته است، زیرا اغلب آنها تقریباً یک صبح تا عصر را در گرمابه سپری می کردند و حتی یک میان وعده و یا میوه ای هم در حمام میل می کردند. از این رو گرمابه محلی برای اجتماع و گفت و گو و دیگر تعاملات آنها محسوب می شد. به عبارت دیگر حمام برای آنها مکانی برای تحقق بسیاری از زمینه های ویژه ارتباطی بود؛ برای مثال بعضی مادرها دختران مورد نظر برای پسرانشان را در حمام می پسندیدند.

گرمابه ها کاربرد مهم دیگری هم داشتند که مربوط به مناسبت ها می شد. در این گونه مناسبت ها معمولاً گرمابه از طرف یک عده خاص قرق (رزرو) می شد. طبقه بندی این نوع حمام ها برحسب نیاز مشتریان بود و شامل موارد زیر می شد:

حمام زایمان: این حمام برای نوزاد، مادر و همراهانشان برگزار می شد و با شادمانی همراه بود.

 حمام عافیت: حمامی بود که بیمار پس از بهبودی کامل و به شکرانه سلامت و زدودن کامل بدن از بیماری برگزار می شد.

حمام ویژه اعیاد مذهبی: مخصوص اعیاد مذهبی بود که حمام عید نوروز هم در کنار آنها با مراسم خاص و جالبی انجام می شد.

حمام تشرف: هنگام عزیمت به سفرهای زیارتی یا دیدار بزرگان با نیت خاص خود انجام می شد.

حمام عروسی: که قبل از مراسم عروسی برای عروس و داماد و همراهان و بستگان آنها به طور جدا برگزار می شد.

حمام آشتی و برادری: هنگامی که قهر میان دو نفر تبدیل به آشتی می شد به حمام آشتی کنان می رفتند تا همانگونه که کینه ها را از روح می زدایند، تن و بدن خود را هم پالایش و تطهیر کنند.

همانطور که می دانید حمام ها در قدیم به شکل خزینه ای بوده است، البته این‌ نكته‌ جالب‌ هم‌ ناگفته‌ نماند كه‌ ایرانیان‌ تا عصر قاجاریه‌ توی‌ خزینه‌ حمام‌ نمی‌رفتند، زیرا به‌ گفته‌ مورخ‌ معاصر شادروان‌ رحیم‌ زاده‌ صفوی،‌ همه‌ حمام‌های‌ ایران‌ درهایش‌ بسته‌ بود و یك‌ روزنه‌ به‌ نام ‌"آخور" می ساختند كه‌ به‌ خزانه‌ متصل‌ بود و از آنجا آب‌ برداشته و‌ خود را می‌شستند. در آن‌ زمان‌ مردم‌ توی‌ خزانه‌ نمی‌رفتند و درهای‌ خزانه‌ها فقط‌ طی قرن‌ گذشته‌ باز شد که موجب‌ غیر بهداشتی شدن گرمابه ها گشت‌.

به هر صورت یكی‌ از آن‌ آداب‌ ورود به این حمام ها این‌ بود كه‌ هر كس‌ وارد ‌ می‌ شد، برای‌ اظهار ادب‌ و تواضع‌ نسبت‌ به‌ افراد بزرگتر كه‌ در صحن‌ حمام‌ نشسته‌ مشغول‌ كیسه‌ كشی‌ و صابون‌ زدن‌ بودند، یك‌ سطل‌ یا طاس‌ بزرگ‌ آب‌ گرم‌ از خزینه‌ حمام‌ برمی‌داشت‌ و بر سر آن‌ بزرگتر می‌ ریخت‌. البته‌ این‌ عمل‌ به‌ تعداد افراد بزرگ‌ و قابل‌ احترام‌ كه‌ در صحن‌ حمام‌ نشسته‌ بودند تكرار می‌ شد و تازه‌ وارد وظیفه‌ خود می‌ دانست‌ كه‌ بر سر یكایك‌ آنان‌ با رعایت‌ تقدم‌ و تاخر آب‌ گرم‌ بریزد. چه بسا اتفاق‌ می‌ افتاد كه‌ یك‌ یا چند نفر از آن‌ اشخاص‌ مورد احترام‌ در حال‌ كیسه‌ كشیدن‌ و یا صابون‌ زدن‌ بودند و احتیاجی‌ نبود كه‌ آب‌ گرم‌ به‌ سر و بدن‌ آنها ریخته‌ شود ولی‌ این‌ عوامل‌ مانع‌ از ادای‌ احترام‌ نمی‌ شد و كوچكترها به‌ محض‌ ورود به‌ صحن‌ حمام‌ خود را موظف‌ می‌ دانستند كه‌ یك‌ طاس‌ آب‌ گرم‌ بر سر و بدن‌ آنها بریزند و بدین‌ وسیله‌ عرض‌ خلوص‌ و ادب و احترام کنند.

از آداب‌ دیگر در حمام‌ عمومی‌ خزینه‌ دار قدیم،‌ این‌ بود كه‌ اگر تازه‌ وارد كسی‌ از آشنایان‌ و بستگان‌ نزدیك‌ و بزرگتر از خود را در صحن‌ حمام‌ می‌ دید، فوراً به‌ خدمتش‌ می‌ رفت‌ و به‌ منظور اظهار ادب‌ و احترام‌ او را مشت‌ و مال‌ می‌ داد یا اینكه‌ لیف‌ و صابون‌ را به‌ زور و اصرار از دستش‌ می‌ گرفت‌ و پشتش‌ را صابون‌ می‌ زد. سنت‌ دیگر این‌ بود كه‌ هر كس‌ وارد خزینه‌ حمام‌ می‌ شد، به‌ افرادی‌ كه‌ شست‌ و شو می‌ كردند سلام‌ می‌ كرد و ضمناً در همان‌ پله‌ اول‌ خزینه‌ دو دست‌ را زیر آب‌ كرده‌ كمی‌ از آب‌ خزینه‌ بر می‌ داشت‌ و به‌ یكایك‌ افراد حاضر از آن‌ آب‌ حمام‌ تعارف‌ می‌ كرد. برای تازه وارد مهم‌ نبود كه‌ افراد داخل‌ خزینه‌ از آشنایان‌ هستند یا بیگانه،‌ او به‌ همه‌ از آب‌ خزینه تعارف‌ می‌ كرد، مخصوصاً نسبت‌ به‌ افراد بیگانه‌ بیشتر اظهار علاقه‌ و محبت‌ نشان می دادند، زیرا عقیده داشتند که آشنا در هر حال‌ آشناست‌ و دوست‌ و آشنا احتیاج‌ به‌ تعارف‌ ندارند.

معماری حمام از اهمیت بسزایی در شهرها برخوردار بوده است و تقریباً پس از مسجد و مدرسه مهم ترین بنای شهری محسوب می شود. حمام های قدیم از چند قسمت تشکیل شده بود که به ترتیب شامل بینه، میان در و گرمخانه می شود. بینه‌ یك‌ حیاط‌ سرپوشیده‌ بود كه‌ وسط‌ آن‌ حوض‌ بزرگی‌ قرار داشت‌. اطراف‌ بینه‌ سكوهای‌ بلندی‌ دیده‌ می‌ شد كه‌ در آنجا رخت‌ می‌كندند. استاد حمامی‌ در كنار یكی‌ از آن‌ سكوها یا بالای‌ یكی‌ از سكوها می‌نشست‌ و جعبه‌ دخل‌ را هم‌ بغل‌ دستش‌ می‌ گذاشت‌. جنس سنگ های بکار رفته در حمام به خاطر سهولت نظافت معمولاً از مرمر انتخاب می شده است. جالب است بدانید که ستون های حمام معمولاً به شکل مارپیچ بودند که علاوه بر زیبایی موجب می شود تا قطرات بخار آب پس از آنکه به مایع تبدیل شد، چکه نکند و از طریق این مارپیچ به پایین سرازیر شده و موجب ناراحتی اشخاص را فراهم نسازد.

قسمتی از حمام که آب را گرم می کرد و شبیه پاتیل بزرگ فلزی بود، «تون» یا «تیون» نامیده می شد و فضایی که در زیر آن برای سوخت تعبیه شده بود، «گلخن» حمام نامیده می شد و معمولاً محل تون در حمام ها به دلیل داغی و گرم بودن بیش از حد خلوت بود و کسی به آنجا نمی رفت. نحوه ورود به بینه معمولاً از یک راهرو گذر مارپیچ است و هیچ گاه این گذرها به صورت مستقیم ساخته نمی شدند، زیرا در این صورت حرارت بینه بیرون می رود. فضای بین گرمخانه و بینه را «میان در» می گفتند که معمولاً سرویس های بهداشتی در آنجا قرار داشتند.

حمام ها اغلب گود و حتی می توان گفت زیر زمین ساخته می شدند، بطوریکه سقف آنها هم سطح زمین می شد. علت این کار این بود که آب به راحتی در آن سوار شود و دوم اینکه در زمستان ها گرم بماند و حرارتی به بیرون نفوذ نکند و سوم اینکه پوشش آن راحت تر باشد.

حمام تاریخچه دور و دراز و جالبی در ایران دارد. طبق شواهد بدست آمده، اروپاییان ساخت حمام را از ایرانی ها اقتباس کرده اند. همچنین در دوران مغولان (جغتای) حمام کردن و شستن بدن در روز ممنوع بوده است تا اینکه هولاکو خان دوباره فرمان ساخت حمام در مراغه را می دهد، زیرا آنها پاین کار را علت خشم آسمان و ایجاد رعد و برق می دانستند. از طرفی بعضی از مهم ترین رویدادهای تاریخی مانند قتل امیرکبیر در حمام رخ داده است.

با کمی دقت و توجه در آثار سفرنامه نویسانی چون زین العابدین مراغه ای، ناصرخسرو و دیگران می توان به نقش و جایگاه مهم حمام در تاریخ اجتماعی ایران پی برد. حمام و گرمابه در شعر شاعران نیز کاربردهای فراوانی داشته است.

در اینجا به یکی از سخنان نغز شیخ اجل سعدی به عنوان حسن ختام اشاره می کنیم:

 

آن یکی گفت اشتر را که هی

از کجا می آیی ای فرخنده پی

گفت از حمام گرم کوی تو

گفت خود پیداست از زانوی تو

نویسنده: حبیب راثی تهرانی

منبع:رستاک علم گردشگری





نوع مطلب : میراث فرهنگی، 
برچسب ها :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :